در لب جوی پر آب
شاید کمی بالاتر
مادری
عاشقانه سرودی سر می دهد
در وصف بچه اش
و چنگ می زند
بر تمام کهنه ها
که چه زیبا پی پی نموده است این دور دانه اش.
پس از چند روز.
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
عشق تفسیر عجیبی دارد
مرد: اگر دوست داری کوتاه کن
زن : من دارم از تو میپرسم
مرد: عزیزم من نمیدانم اگر فکر میکنی قشنگ می شوی کوتاه کن
زن : یعنی من زشتم
مرد: نه عزیزم تو در بین تمام زنهایی که من میشناسم از همه قشنگتر هستی فقط گفتم اگر دوست داری کوتاه کن
زن : بی شعور چشم چران
مرد : ای بابا خوب قشنگ من عزیز من خانم خانم ها آره کوتاه کن
زن : این را گفتی که دیگر حرف نزنم
مرد : نه گلم شما حرفت را بزن
زن : پس تو واقعا فکر می کنی موهای کوتاه خوشگل تر است
مرد: آره عزیزم کوتاهشان کن
زن : ولی من موی بلند را دوست دارم
مرد : باشه هر جور راحتی می خواهی کوتاه کن یا کوتاه نکن
زن : الان تو ناراحت شدی
مرد : نه عزیزم ناراحتی ندارد مثل همیشه یک سوال کردی
زن : این کار همیشگیت ، تو اصلا به من توجه نمی کنی ، من هر وقت یک سوال می پرسم تو سر بالا جواب می دهی
مرد : خوب می گویی من الان چه بگویم
زن : اصلا ولش کن موهام را می خواهم رنگ کنم به نظرت قرمز قشنگ تر یا طلایی
مرد : عجب گیری کردیم اگر من بگم غلط کردم تو راحت می شوی
زن : ببین باز تو به من توجه نکردی نکنه یک زن دیگر داری و من نمی دانم
مرد : اخه رنگ کردن مو چه ربطی به ازدواج مجدد دارد
زن : حالا که اینطوری شد من هم مهریه ام را میگذارم اجرا تا تو هوس زن گرفتن نکنی
مرد : اگر فکر کردی این دفعه هم می توانی با این کارها من را خر کنی و مثل همیشه ۵۰ هزار تومان از من بگیری سخت در اشتباهی
زن : یعنی تو نمی خواهی به من ۵۰ هزار تومان بدهی
مرد : به یک شرط
زن : چه شرطی
مرد : بی خیال شوی و بگذاری ۱۵دقیقه باقی مانده از فوتبال را ببینم
زن : باشد قبول است ولی گفته باشم اخبار حق نداری نگاه کنی
مرد : باشد قبول است
دو دقیقه بعد
زن : بنظرت برای مهمانی فردا شب آن لباس آبی را بپوشم یا آن لباس صورتی را
مرد : ای خدا این دکمه غلط کردم کجاست
زن : دقیقا توی جیب شما
چگونه می شود خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتر است فرستده او حضرت مهدی )عج( از من دور باشد و من او را نبینم
حافظ در جواب می گوید :
تو خود حجاب خودی ، حافظ ، از میان برخیز
الهم عجل لویلک الفرج
متن پیام بدین شرح است:
جناب آقای خاوری از آنجا که یکی از وظایف محوله که بر دوش تک تک مسئولان نظام می باشد حفظ نخبگان و تسهیل در شرایط زندگی آنان است لذا از شما عاجزانه درخواست می کنم به میهن عزیز برگشته و حلقه یاران را نگسسته و در امر کشف و آموزش به نخبگانی از این دست که در کشور عزیزمان به عدد انگشتان دست ( حدود ۵ میلیون انگشت ) هستند که نمونه کپک زده آن همان شهرام خودمان است همت نموده و ما را از فیض حضور خود محروم ننمایید که اگر نیایید مجبور می شویم ما بیاییم و رنج سفر را بر تن خریده و هزینه هنگفتی را از بیت المال مسلمین برای برگشتن شما خرج نماییم
قول می دهم شما نیز در کنار سایر دوستانتان قرار گرفته و با مدد سایر دوستان به فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی خود ادامه دهید و و برخی از دوستان قول داده اند شما را به عنوان یکی از سهام داران عمده و رئیس بانک در شرف تاسیس بوق که توسط حلقه دوستان تشکیل شده است انتخاب نمایند امید که بتوانند از مراتب علمی حضرت عالی بهره کافی و وافی را ببرند
تنها مسئله موجود که شاید کمی موجب رنجش خاطر مبارکتان گردد اختصاص دفتری از طرف ما به شما می باشد که در این دفتر اکثر دوستانتان جمع اند و شما اجازه خروج از آنجا را به دلیل احتمال فرار مغزها ندارید که البته عوام به آن زندان می گویند.
با آرزوی طول عمر و بازگشت شما به میهن عزیزمان
این پا قدم را به فال نیک گرفته و به افتخارات این جانب که همانا بستن جراید و سایتهای خبری بوده است اضافه می نمایم از همین رو قصد نمودیم سری به سایتهای دیگر که نیاز به ثبت نام و از این جور قرطی بازی ها دارند بزنیم لذا از همین جا دست یاری خود را به سوی تمامی مردم همیشه در صحنه و افراد پشت صحنه جهت معرفی این سایتها دراز نموده تا به خواست خداوند متعال مشت محکمی باشد بر دهان تمام یاوه گویان که شایعه نموده بودند نحسی ما دچار ایراد فنی شده و به نوعی از کار افتاده است .
به امید تکرار این گونه امور که باعث شادی روح مومنین و مومنات ، مسلمین و مسلمات ، ذبی الحقوقین ، بد وارث و بی وارث جمیعاً می گردد .
خدایا این شادی ها را از ما دریغ نفرما.
توضیح واضحات : بدلیل برخی مشکلات که از سمت رایانه من بود این مطلب را دوباره می گذارم
هر کجا و هر کس را نگاه می کنید می بینید دارد برای کمک به سومالی کاری می کند چند شب پیش خانه یک بنده خدایی بودیم تا از ما به بهانه سومالی تیغمان نزد افطاری نگذاشت بخوریم
البته من که راضی نبودم بهشون پول نقد بدم چون به نظر من پول هیچ کاری برای آنها نمی کند بهتر است به جای پول کمی از این وسائل جلوگیری از بچه دار شدن و تعدادی مربی را می فرستادند تا جمعیتشان را کمی کنترل کنند.
از قدیم گفتند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
مرتیکه عوضی اسم خودش را گذاشته استاد حقوق بعد زنگ میزنه به من از من مشاوره حقوقی می خواهد خوب اسگل تو که بلد نیستی یک لایحه ساده بنویسی غلط می کنی میاد دانشگاه حقوق درس میدی
آدم عوضی اگر من کمک ات نکرده بودم که هنوز داشتی دنبال طلبت از برادرت می دویدی بعد میاد سر کلاس میگه من بیست سال درام توی دانشگاه حقوق تدریس می کنم از بس سر کلاس گل وازه ( .... شعر سابق ) میگه آخر ترم چون هیچ کس هیچی یاد نگرفته مجبور سوال بده
ادم بیخود همین دیگه اینم از ورقه صحیح کردن اش الاغ من در حد بیست نوشتم داده ۱۴ توف به من اگر دیگر کمک ات کنم ببینم می تونی مستجرت را بیرون کنی
یک استاد دیگه میگه شما توی اداره ثبت آشنا ندارید میگم نه میگه ببین از دوست و رفقا کسی هست توی اداره ثبت مراغه آشنا داشته باشه آخه ادم عوضی من کجا مراغه کجا بعد که کاراش راه نمی افتد نمره کم می دهد اعتراض میکنی میگه همین هم به سرت زیاد تازه می فهمی بابا اینجا دانشگاه نیست تجارت خونه است .
یا اون یکی استاد بی شعور اول ترم میگه من غیبت ها را کار ندارم آخر ترم نمره می دهد ۱۰ توف به ذات اقدس همایونیت مرتیکه تو که گفتی لحاظ نمی کنی بعد برای هر غیبت نیم نمره کم کردی ۱۷ من شده ۱۰ ....م تو روحت
یا اون یکی میگه سر کلاس بحث کنیم جواب مخالف آقا که می دهی یک نیش خندی می زند یعنی آخر ترم جبران میکنم عوضی میدهد ۹ حالا باید فوش خوار مادر داد یا نه بعد اعتراض می کنی میگه همین که هست من نمره ای که دادم دست نمی زنم برایم افت دارد آخه بی وجود تو که جنبه نداری غلط می کنی میگی بیا بحث کنیم
الکی الکی این ترم مشروط شدیم
الحق که دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب تجارت خانه است