تبليغاتX
لبخند سیاه و سفید
لبخندی سیاه و گریه ای سفید
چشم ها را باید شست

در لب جوی پر آب

شاید کمی بالاتر

مادری

عاشقانه سرودی سر می دهد

در وصف بچه اش

و چنگ می زند

بر تمام کهنه ها

که چه زیبا پی پی نموده است این دور دانه اش.

پس از چند روز.

چشم ها را باید شست

جور دیگر باید دید

عشق تفسیر عجیبی دارد

+ ول شده در  سه شنبه 16 اسفند1390ساعت 16:32  توسط روزنامه نگار نحس  | 
زن : بنظر تو موهایم را کوتاه کنم

مرد: اگر دوست داری کوتاه کن

زن : من دارم از تو میپرسم

مرد: عزیزم من نمیدانم اگر فکر میکنی قشنگ می شوی کوتاه کن

زن : یعنی من زشتم

مرد: نه عزیزم تو در بین تمام زنهایی که من میشناسم از همه قشنگتر هستی فقط گفتم اگر دوست داری کوتاه کن

زن : بی شعور چشم چران

مرد : ای بابا خوب قشنگ من عزیز من خانم خانم ها آره کوتاه کن

زن : این را گفتی که دیگر حرف نزنم

مرد : نه گلم شما حرفت را بزن

زن : پس تو واقعا فکر می کنی موهای کوتاه خوشگل تر است

مرد: آره عزیزم کوتاهشان کن

زن : ولی من موی بلند را دوست دارم

مرد : باشه هر جور راحتی می خواهی کوتاه کن یا کوتاه نکن

زن : الان تو ناراحت شدی

مرد : نه عزیزم ناراحتی ندارد مثل همیشه یک سوال کردی

زن : این کار همیشگیت ، تو اصلا به من توجه نمی کنی ، من هر وقت یک سوال می پرسم تو سر بالا جواب می دهی

مرد : خوب می گویی من الان چه بگویم

زن : اصلا ولش کن موهام را می خواهم رنگ کنم به نظرت قرمز قشنگ تر یا طلایی

مرد : عجب گیری کردیم اگر من بگم غلط کردم تو راحت می شوی

زن : ببین باز تو به من توجه نکردی نکنه یک زن دیگر داری و من نمی دانم

مرد : اخه رنگ کردن مو چه ربطی به ازدواج مجدد دارد

زن : حالا که اینطوری شد من هم مهریه ام را میگذارم اجرا تا تو هوس زن گرفتن نکنی

مرد : اگر فکر کردی این دفعه هم می توانی با این کارها من را خر کنی و مثل همیشه ۵۰ هزار تومان از من بگیری سخت در اشتباهی

زن : یعنی تو نمی خواهی به من ۵۰ هزار تومان بدهی

مرد : به یک شرط

زن : چه شرطی

مرد : بی خیال شوی و بگذاری ۱۵دقیقه باقی مانده از فوتبال را ببینم

زن : باشد قبول است ولی گفته باشم اخبار حق نداری نگاه کنی

مرد : باشد قبول است

دو دقیقه بعد

زن : بنظرت برای مهمانی فردا شب آن لباس آبی را بپوشم یا آن لباس صورتی را

مرد : ای خدا این دکمه غلط کردم کجاست

زن : دقیقا توی جیب شما

+ ول شده در  دوشنبه 1 اسفند1390ساعت 15:18  توسط روزنامه نگار نحس  | 
این فیلسوفانه تین حرف زندگی من است

چگونه می شود خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتر است فرستده او حضرت مهدی )عج( از من دور باشد و من او را نبینم

حافظ در جواب می گوید :

تو خود حجاب خودی ، حافظ ، از میان برخیز

الهم عجل لویلک الفرج

+ ول شده در  چهارشنبه 26 بهمن1390ساعت 19:58  توسط روزنامه نگار نحس  | 
تا حالا دقت کردین ما به بانک اعتماد می کنیم و پولامونو می ذاریم اونجا، ولی بانک به ما اعتماد نداره حتی خودکارها رو هم زنجیر کرده!

ملت ما ملتی است که وقتی توی خیابون زل زل نگات می کنن نمی تونی تشخیص بدی خوشگلی یا احیانا زیپت بازه! 

قلقلک دادن فرد مبتلا به اسهال مانند شوخی با اسلحه در حالت رگبار است! 

حیف نون یه دوقولو می بینه، می زنه زیر خنده. می گن چرا می خندی؟ می گه تابلوئه فوتوشاپه!

من هر وقت حس درس خوندن بهم دست می ده، 5 دقیقه دراز می کشم برطرف می شه!

زن: عزیزم، دنبال چی می گردی ۴ ساعته زل زدی به اون قباله ازدواجمون؟! شوهر: دنبال تاریخ انقضاشم!

روش های رفتن به خارج
1- با ماشین
2- با اتوبوس
3- با هواپیما
4- با قاچاق
5- با فتوشاپ!

سه تا بهترین خوابیدن های دنیا:
1- خوابیدن رو پای مامان وقتی کلی خسته ای
2- خوابیدن رو شونه ی عشقت وقتی کلی تنهایی
3- خوابیدن با چشمای باز وقتی استاد داره درس می ده

اگر از بچگی به جای سیگار بهمون می گفتن "مسواک" ضرر داره، الان هیچ کس دندون درد نداشت، همه دور هم جمع می شدیم یواشکی مسواک می زدیم.

اولین سوال دخترا در شروع ترم:
استاد منابع امتحانی چیا هست؟
اولین سوال پسرا از استاد در شروع ترم:
استاد نه ونیمُ ده می‌دین؟؟

داشتیم با مامانم تو پاساژ راه می رفتیم، یهو مامانم هلم داد داشتم با مخ می خوردم زمین! می گم چرا این جوری می کنی؟ می گه قوز نکن!

یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی... همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه می فهمی چه غلطی کردی!

فقط یک پسر ایرانی می تونه 8 تا دوست دختر داشته باشه و روی همه شون هم غیرت داشته باشه!

حیف نون 4 تا زن داشته، می ره آفریقا، برگشتنى با خودش یه زن سیاه پوست میاره. ازش می پرسند این دیگه کیه؟ می گه اگه خدا قبول کنه واسه ایام محرم آوردم!

حیف نون رو عقرب نیش میزنه در حال مرگ میگه: سر قبرم بنویسید پلنگ خوردش.

فرق افتادن از طبقه اول با طبقه دهم:
طبقه دهم: آ آ آ آ آ آ آ آ آ . . . . . . . . بوووووفففففف . . .
طبقه اول: بوووووفففففف . . . . آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ

آقای دست و دلباز تصادف می کنه، وسط خیابون داد می زنه آخ ماشیینم! آخ ماشینم! پلیسه می گه بدبخت این قدر حرص ماشینو نخور، دست چپت قطع شده! آقای دست و دلباز دستشو نگاه می کنه، می گه: یا حضرت عباس! ساعتم کو؟

بعد از زلزله حیف نون لباساشو برای کمک می فرسته پاکستان. با یه بسته تاید براش پس می فرستن!

ازتسمشس (Eztesmeshes) یعنی چه؟!
...
...
واژه ای که یک مکانیک اصفهانی هنگام اشکال پیدا کردن تسمه اتومبیل به کار می برد!‎‎
+ ول شده در  سه شنبه 1 آذر1390ساعت 9:20  توسط روزنامه نگار نحس  | 
پس خروج غرور آفرین دکتر مهندس پروفسور استاد دانشگاه و دارای کرسی در زمینه اختلاس و امور مربوطه در دانشگاههای داخل و خارج جناب آقای خاوری ( حفظ الله مقامه رفیعه) از کشور دادستان کل کشور در نطقی مطبوعاتی و تلویزیونی از ایشان درخواست نمود که به کشور برگردند و در کنار سایر علما این رشته به تربیت و آموزش نخبگانی همچون خود بپردازند.

متن پیام بدین شرح است:

جناب آقای خاوری از آنجا که یکی از وظایف محوله که بر دوش تک تک مسئولان نظام می باشد حفظ نخبگان و تسهیل در شرایط زندگی آنان است لذا از شما عاجزانه درخواست می کنم به میهن عزیز برگشته و حلقه یاران را نگسسته و در امر کشف و آموزش به نخبگانی از این دست که در کشور عزیزمان به عدد انگشتان دست ( حدود ۵ میلیون انگشت ) هستند که نمونه کپک زده آن همان شهرام خودمان است همت نموده و ما را از فیض حضور خود محروم ننمایید که اگر نیایید مجبور می شویم ما بیاییم و رنج سفر را بر تن خریده و هزینه هنگفتی را از بیت المال مسلمین برای برگشتن شما خرج نماییم

 قول می دهم  شما نیز در کنار سایر دوستانتان قرار گرفته و با مدد سایر دوستان به فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی خود ادامه دهید و و برخی از دوستان قول داده اند شما را به عنوان یکی از سهام داران عمده و رئیس بانک در شرف تاسیس بوق که توسط حلقه دوستان تشکیل شده است انتخاب نمایند امید که بتوانند از مراتب علمی حضرت عالی بهره کافی و وافی را ببرند

تنها مسئله موجود که شاید کمی موجب رنجش خاطر مبارکتان گردد اختصاص دفتری از طرف ما به شما می باشد که در این دفتر اکثر دوستانتان جمع اند و شما اجازه خروج از آنجا را به دلیل احتمال فرار مغزها ندارید که البته عوام به آن زندان می گویند.

با آرزوی طول عمر و بازگشت شما به میهن عزیزمان

+ ول شده در  چهارشنبه 20 مهر1390ساعت 9:50  توسط روزنامه نگار نحس  | 
با افتخار اعلام می دارم پس از خرید یک عدد VPN و عضویت در سایت فیس بوک کلیه VPN ها قطع و سایت فیس بوک پر ، گردید

این پا قدم را به فال نیک گرفته و به افتخارات این جانب که همانا بستن جراید و سایتهای خبری بوده است اضافه می نمایم از همین رو قصد نمودیم سری به سایتهای دیگر که نیاز به ثبت نام و از این جور قرطی بازی ها دارند بزنیم لذا از همین جا دست یاری خود را به سوی تمامی مردم همیشه در صحنه و افراد پشت صحنه جهت معرفی این سایتها دراز نموده تا به خواست خداوند متعال مشت محکمی باشد بر دهان تمام یاوه گویان که شایعه نموده بودند نحسی ما دچار ایراد فنی شده و به نوعی از کار افتاده است .

به امید تکرار این گونه امور که باعث شادی روح مومنین و مومنات ، مسلمین و مسلمات ، ذبی الحقوقین ، بد وارث و بی وارث جمیعاً می گردد .

خدایا این شادی ها را از ما دریغ نفرما.

+ ول شده در  جمعه 8 مهر1390ساعت 19:27  توسط روزنامه نگار نحس  | 
يكي از دوستان كه زمان جنگ سمتي داشت و حالا براي خالي نبودن عريضه داره نگهباني ميدهد از زمان جنگ خاطره اي را گفت كه جالب بود: او گفت : يك سري نيرو از ... برايمان فرستاده بودند از آنها پرسيدم كي مكانيكي بلده ؟ يكي جواب داد من گفتم بيا يك ماشين باري داريم خراب شده ببين مي تواني درستش كني گفت باشه و مشغول شد بعد از يك ساعت ديدم داره داد ميزند آتش آتش كمك كنيد ماشين آتش گرفت در كمال تعجب ديدم كه همين نيروهاي تازه نفس دارند ماشين را هول مي دهند و ماشين را به رودخانه اي كه در كنار پادگان بود انداختند تا خاموش شود بعد از يك هفته ماشين جرثقيل براي بيرون آوردن آن ماشين از ته رودخانه آمد و ماشين را بيرون كشيد و به عقب براي تعمير برد (بخاطر احترام به قوميتها نام قوميت حذف شده است)

توضیح واضحات : بدلیل برخی مشکلات که از سمت رایانه من بود این مطلب را دوباره می گذارم 

+ ول شده در  دوشنبه 4 مهر1390ساعت 14:8  توسط روزنامه نگار نحس  | 
این روزها قحطی در سومالی شده نقل مجالس و نشانه انسان دوستی و از این جور قرطی بازی ها .

هر کجا و هر کس را نگاه می کنید می بینید دارد برای کمک به سومالی کاری می کند چند شب پیش خانه یک بنده خدایی بودیم تا از ما به بهانه سومالی تیغمان نزد افطاری نگذاشت بخوریم

البته من که راضی نبودم بهشون پول نقد بدم چون به نظر من پول هیچ کاری برای آنها نمی کند بهتر است به جای پول کمی از این وسائل جلوگیری از بچه دار شدن و تعدادی مربی را می فرستادند تا جمعیتشان را کمی کنترل کنند.

از قدیم گفتند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل 

+ ول شده در  دوشنبه 24 مرداد1390ساعت 23:10  توسط روزنامه نگار نحس  | 
با توجه به برد تیم مالدیو آن هم با نتیجهای باور نکردنی مفسران پیش بینی کرده اند با توجه به زلزله ژاپن - سقوط بحرین - حمله آمریکا به عراق - درگیری در اردن - تظاهرات در سوریه و انشاالله عوض شدن دولت نکبت عربستان سعودی تیم ملی ایران به مسابقات جام جهانی پس از کشورهای چین - کره شمالی و جنوبی - استرالیا - بنگلادش - هندوستان و تیم محلی ج افغانستان( به دلیل جنگ تنها یک تیم محلی به جای تیم ملی در مسابقات حاضر شد) به جام جهانی سعود نخواهد کرد
+ ول شده در  شنبه 8 مرداد1390ساعت 9:26  توسط روزنامه نگار نحس  | 
امروز از آن روزها است که بدجوری شاکی هستم پس اگر توی نوشته فوحش و ناسزا و غلط املایی و انشایی دیدید اصلا به روی خودتان نیارید که بدجوری حال گیری می کنم

مرتیکه عوضی اسم خودش را گذاشته استاد حقوق بعد زنگ میزنه به من از من مشاوره حقوقی می خواهد خوب اسگل تو که بلد نیستی یک لایحه ساده بنویسی غلط می کنی میاد دانشگاه حقوق درس میدی

آدم عوضی اگر من کمک ات نکرده بودم که هنوز داشتی دنبال طلبت از برادرت می دویدی بعد میاد سر کلاس میگه من بیست سال درام توی دانشگاه حقوق تدریس می کنم از بس سر کلاس گل وازه ( .... شعر سابق ) میگه آخر ترم چون هیچ کس هیچی یاد نگرفته مجبور سوال بده

ادم بیخود همین دیگه اینم از ورقه صحیح کردن اش الاغ من در حد بیست نوشتم داده ۱۴ توف به من اگر دیگر کمک ات کنم ببینم می تونی مستجرت را بیرون کنی

یک استاد دیگه میگه شما توی اداره ثبت آشنا ندارید میگم نه میگه ببین از دوست و رفقا کسی هست توی اداره ثبت مراغه آشنا داشته باشه آخه ادم عوضی من کجا مراغه کجا بعد که کاراش راه نمی افتد نمره کم می دهد اعتراض میکنی میگه همین هم به سرت زیاد تازه می فهمی بابا اینجا دانشگاه نیست تجارت خونه است .

یا اون یکی استاد بی شعور اول ترم میگه من غیبت ها را کار ندارم آخر ترم نمره می دهد ۱۰ توف به ذات اقدس همایونیت مرتیکه تو که گفتی لحاظ نمی کنی بعد برای هر غیبت نیم نمره کم کردی ۱۷ من شده ۱۰ ....م تو روحت

یا اون یکی میگه سر کلاس بحث کنیم جواب مخالف آقا  که می دهی یک نیش خندی می زند یعنی آخر ترم جبران میکنم عوضی میدهد ۹ حالا باید فوش خوار مادر داد یا نه بعد اعتراض می کنی میگه همین که هست من نمره ای که دادم دست نمی زنم برایم افت دارد آخه بی وجود تو که جنبه نداری غلط می کنی میگی بیا بحث کنیم

الکی الکی این ترم مشروط شدیم

الحق که دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب تجارت خانه است

+ ول شده در  چهارشنبه 5 مرداد1390ساعت 13:28  توسط روزنامه نگار نحس  |